خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
511
نهج البلاغة ( فارسى )
به او پيشنهاد فرمود ) از قبول آن امتناع نمود ، و دانست كه خداوند سبحان چيزى را ( علاقهء به دنيا را ) دشمن داشته او هم دشمن داشت ، و آن را خوار دانسته او هم خوار دانست ، و آن را كوچك قرار داده او هم كوچك شمرد ، ( 21 ) و ( بنا بر اين ) اگر نبود در ما مگر دوستى دنيايى كه خدا و رسول آن را دشمن داشته ، و بزرگ شمردن آن را كه خدا و رسول كوچك شمرده همين مقدار براى سركشى از خدا و مخالفت فرمان او بس بود ، ( 22 ) و پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - به روى زمين ( بى آنكه خوان بگسترد ) طعام مى خورد ، و مى نشست مانند نشستن بنده ( دو زانو نشسته پا روى پا نمى انداخت ) و بدست خود پارگى كفشش را دوخته و جامهاش را وصله ميكرد ، و بر خر برهنه سوار مى شد ، و پشت سر خويش ( ديگرى را ) سوار ميكرد ، ( 23 ) و بر در خانهاش پردهاى كه در آن صورتها نقش شده آويخته بود ، پس به يكى از زنهايش فرمود اى زن اين پرده را از نظر من پنهان كن ، زيرا وقتى من به آن چشم مى اندازم دنيا و آرايشهاى آن را به ياد مى آورم ، ( 24 ) پس از روى دل ( براستى ) از دنيا دورى گزيده ياد آن را از خود دور ساخت ، و دوست داشت كه آرايش آن از جلو چشمش پنهان باشد تا از آن جامهء زيبا فرا نگرفته باور نكند كه آنجا جاى آرميدن است ، و اميدوارى درنگ كردن در آنجا را نداشته باشد ، پس ( علاقهء به ) آن را از خود بيرون و از دل دور كرده ، و ( آرايشهاى آن را ) از جلو چشم پنهان گردانيد ( زيرا بسيار به آن بد بين بود ) ( 25 ) و چنين است ( رفتار ) كسى كه چيزى را دشمن مى دارد ، بدش مى آيد به آن چشم اندازد ، و نام آن در حضورش برده شود .